glitter-graphics.com

 یه شب سرد زمستون یه شب پر از ستاره‏های پررنگ قایم شده زیر مه‏آلودی شبهای تهرون، خدا تن یکی از فرشته‏های کوچولوش پالتویی از نور پوشوند. بوسه‏ای از گونه صورتیش گرفت و ... یهو فوتش کرد پایین. و من ... مبهوت از این همه حس ناشناخته درون سینه تپنده‏ام نام این فرشته کوچولو رو گذاشتم مرسده

یک سال

امروز دوم دی

قشنگترین شب

همه چیز و همه کس دست به دست هم داده اند

تا قشنگترین شب دنیا را جشن بگیرند

قشنگترین شب دنیا

شب تولد تو

           شب تولد عشق

                         شب تولد امید

                                     شب تولد طلوع

                                                   شب تولد شقایقها

ماه تنهای من رفته

تا طلوع زیبایت را

               به باران نوید دهد

                               باران به روح من

                                             و من به آغوش تو

ای کاش می توانستم برای هدیه ی تولدت

تمام ستاره های آسمان را دستچین کرده

                                       و به گردنت بیاویزم

ای کاش می توانستم برای هدیه ی تولدت

تمام مرغ عشقها را بیاورم

تا آواز عشقشان را همیشه در گوشت زمزمه کنند

اما نه!

تمام ستاره های آسمان

                   در چشمان توست

که هر روز به من گلی از آنها را هدیه می دهی

تو مالک دریای عشق منی

تو آواز عشق را به تمام مرغ عشقها آموختی

تو، تو زیبا ترین عشق جهان

دخترم تولد یکسالگی ات  مبارک

Profile Jewels @ profilejewels.net

بهترین سال زندگی من و بابایی

دختر گلم مرسده چه روزهای شیرینی و چه روزهای خاطره انگیزی . . . البته ناگفته نماند امسال بابایی ات از اول خرداد رفته ماموریت تا آخر بهمن ماه بر می گرده اما مطمئنم که بهترین سال زندگی بابایی هم بوده .

نمیدونم خدارو چطوری از داشتن تو گل نازنینم شکر کنم ؟

چطوری به خدا بگم که چقدر ازش ممنونم ؟

با چه زبونی ازش قدردانی کنم ؟

چه هدیه ای میتونه گوشه ای از این لطفشو جبران کنه ؟

راستی بعضی وقتا با خودم فکر میکنم چه هدیه ای میتونه گوشه ای از اینهمه لطف خدارو جبران کنه؟

اصلا میشه این لطف بی حسابو جبران کرد؟

حتما میشه . . . فقط خودش باید کمکمون کنه . . . کمک من و بابات .

اصراری ندارم حتما دکتریا مهندس  بشی ، اصراری ندارم حتما دانشگاه بری ، میخوام انسان باشی ، ازت میخوام فکر کنی

آره دوست دارم که نماز بخونی اما بیشتر از اون دوست دارم خدارو بشناسی

نمیخوام حتما قرآنو حفظ کنی ، می خوام اونو بخونی و بدونی خدا ازت چی میخواد

نمیخوام زندگی آنچنانی تشکیل بدی ، میخوام بدونی که اونی که همیشه باهاته مواظبته و سربلندت میکنه . . . اگه خودتو بهش بسپری همونطور که من وبابات خودمونو بهش سپردیم و الان در نهایت رضایت هستیم.

یادمه وقتی میخواستی به دنیا بیای ، از دکتر پرسیدم که آیا ممکنه روز تولد مرسده ، ۷ روز دیرتر باشه ؟

دکتر جواب داد نه .

دوست داشتم روز ۱۰ذیحجه (عید سعید قربان)  به دنیا بیایی . . .اما

مهم نیست چه روزی به دنیا بیایی ، مگه فاطمه زهرا وقتی میخواست به دنیا بیاد میدونست که میخواد به چه درجه ای برسه ؟ مهم اینه که تو بنده خوبی برای خدا باشی ، اطمینان دارم اگه بنده خوبی برای خدا باشی ، روز تولدت بهترین روز خداست ، "

دخترم ، امیدوارم تولد نوه هاو نتیجه هاتو با شادی و شادمانی جشن بگیری و در کنارشون شاد باشی و سالم ، انسان باشی و انسانهای خوبیو تربیت کنی ، هیچوقت خدارو فراموش نکنی و همیشه و در همه حال خدارو به یاد داشته باشی ، یادت نره که خدای تو همیشه باهاته ، هممیشه مواظبته و همیشه بهترینهارو برات میخواد ، به شرطی که تو بخوای .

البته اولین سال تولدت کمی با تأخیر انجام می شه آخه بابات الان توی سفره و آخر بهمن از کشتی پیاده می شه خوب امیدوارم دلخور نشی فکرشو بکن اولین تولدت بدون حضور بابایی اصلاً صفایی نداره میدونم که تو هم با من هم عقیده هستی بخاطر همین دیروز رفتیم آتلیه یه عکس خوشگل یک سالگی ازت گرفتم تا انشاءا... بابایی که اومد حتماً یه تولد مفصل برات می گیریم   آخه یه دخمل کوچولو خوشگل بلاچه که بیشتر نداریم عکسا که آماده شد حتماً اینجا می ذارم .

یکشنبه سوم دی ماه 1385 مصادف با سوم ذیحجه 1427 ساعت 30/8 در بیمارستان تهران کلینک تو خوشگل مامانی چشمای زیبایت را باز کردی و خوشبختی را به خانه ما آوردی موقعی که بدنیا اومدی 850/2 وزنت با 49 سانتیمتر قد، دور سر 35 و دور سینه 34 . دیروز که رفته بودیم قد و وزنت را بگیرم 100/10 وزنت و 77 قدت بود . انشاء ا... در پناه حق همیشه سالم و تندرست باشی. دوستت دارم مامانی خیلی زیاد بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی .

آرزو میکنم.....

آرامش و راحتی در روزهای سخت

لبخندها، وقتیکه ناراحتی ها به زور وارد می شود.

رنگین کمانهایی برای دنبال کردن ابرها.

خنده بلند برای بوسیدن لبهایت.

سایبانهایی برای گرم کردن قلبت

آغوش گرم و لطیف، وقتیکه تو سست و بی رمقی.

رفاقت و آشنایی برای روشن کردن وجود و هستی ات.

زیبایی برای چشمانت تا ببینی

اعتماد و اطمینان وقتیکه در شک و تردید هستی.

ایمان و عقیده که بتوانی باور کنی.

جرات و شجاعت برای شناختن خودت.

صبر و حوصله برای قبول کردن حقیقت.

و عشق برای کامل کردن زندگیت.


glitter-graphics.com

  درضمن چهارمین دندون گلم تقریباً یک هفته قبل از یکسالگی خودنمایی کرد . حالا خانم خانما بدجوری گاز گازی میگیره طوری که جیغمو در میآره.

راستی یادم رفت بگم ما بندرعباس رفتیم با هزار مکافات برای گیر آوردن بلیط هواپیما و بابایی رو هم دیدیم اما توی زمان خیلی کم چون کشتی شون خیلی زود حرکت کرد و رفت و ما مجبور شدیم یک روز توی هتل ماندیم بعد آمدیم تهران ولی خیلی خوب بود بعد از مدتها بابایی رو دیدیم خوب بود خوبِ خوب. سفر خاطره انگیزی بود اولین سفر مرسده با هواپیما یازده ماه و ۱۸ روزگی به بندرعباس برای دیدن بابایی.