امروز یازدهم آذر و یک هفته از ورود خانم گلم به دوازده ماهگی می گذره 36.gifو با ورودش به این ماه سومین دندونش هم سر درآورد یکی از دندونهای بالایی . شبها از خواب بیدار میشه و گریه می کنه نمی دونم خواب می بینه یا اینکه دندوناش اذیتش می کنه اما در کل راحت دندون در می آره البته من اینجور فکر می کنم شاید از خودش بپرسم بگه اذیتم می کنه همش می خواره و درد می گیره آخه هر چی دستش بیاد می کنه توی دهنش و با لثه هاش فشار می ده اصلاً دندونی که براش گرفتیم و توی دهنش نمی کنه همه چی رو با لثه هاش فشار می ده الا دندونی رو. جدیداً هم وابستگی شدیدی به پستونک پیدا کرده البته فقط برای جویدن آن برای التیام لثه هاش 00020057.gif. فردای دوازده ماهگی مرسده خانم یه کم وایستاد خیلی کم اما کم کم مقدار ایستادنش بدون کمک بیشتر شد الان هم دو سه قدم ور می داره ( البته با نوک پنجه ) بعد خودشو پرت می کنه. از اینه میخواد راه بره خیلی ذوق می کنه 0002006E.gifفردا 12 ماهگی خانومی، رفته بودیم تولد پسر دایی مرسده 19.gifکه اینم عکسی شد برای دوازده ماهگیش. کلی بهش خوش گذشت.clap.gifclap.gif

این روزها خانومی خیلی خطرناک شده اصلاً جایی بند نمیشه مامان بهش یاد داده که بتونه از تخت بالا و پایین بره که اگه زمانی خواب بوده روی تخت ما بیدار شد بتونه بیاد پایین و خدایی نکرده نیفته. خانومی هم این کار خیلی زود یاد گرفته الان مثل آب خوردن از تخت بالا و پایین می کنه . اما حالا هر بلندی را می بینه مثل مبل یا حتی تخت خودش یه پاشو می یاره بالا که گیره بده و بتونه بالا بره خلاصه باید چهار چشمی که چه عرض کنم باید هشت چشمی مواظبش باشی.20.gifجدیداً هم علاقه به کارتون پیدا کرده و یه کارتون صبحها ساعت ۳۰/۱۰ نشون می ده به اسم توپولوها که وقتی شروع می شه چشم از تلویزیون بر نمی داره119.gif تا زمانی که تمام بشه  

امروز با رئیسم صحبت کردم که اگه بشه با خانم گل برای بیستم یا بیست و یکم که بابایی میرسه بندر عباس ما هم بریم آنجا فعلاً معلوم نیست موافقت کنند یا نه 112.gifاما اگه بریم بعد از تقــــریباً سه ماهه که بابایی را می بینهJust_Cuz_13.gifJust_Cuz_13.gif آخه آخرین بار توی شهریور ما بابایی یه دو- سه هفته ای اومده بود خونه و زود رفت حالا سه ماه می گذره خدا کنه که جور بشه بریم یه دیداری با بابایی هم من هم خانومی داشته باشه فکر کنم دل بابایی یه ذره شده برای خانم گلش.bf9.gif البته برای منم که جای خودشو داره inlove2.gifخیلی خیلی سختــه خودمو یه موقعهایی جای بابایی می ذارم می بینم اصلاً تحمل یه روزشم ندارم چه برسه به چند ماه 23emu.gif107.gif. البته می دونم بابایی هم تحمل نداره اما یه موقع هایی باید بر وفق مراد روزگار باشی کاریش هم نمیشه کرد به همه این تحمل ها می گن سرنوشت و دست روزگار . خدایا ما را در تحمل این سرنوشتها پایدار نگه دارد و دست روزگار در هر چه سریعتر بر روی بهتر آن برچرخان .آمین

/>

pt.gifpt2.gif

/ 2 نظر / 6 بازدید
سمیه مامان ایلیا

وای خيلی سخته خيلی . طفلی بابای مرسده . اينقدر دلم براش سوخت که بچش و دير به دير می بينه برای خودت هم راستش ناراحت شدم. حسابی بدون همسر دست تنهايی و بهت سخت می گذره. بازم خوبه مامان و بابا هستن پيشت وگرنه که ديگه خيلی سخت تر می گذشت. خدا کنه بتونی بری بندرعباس تا هم بابايی رو ببينی هم اون دختر گلی و شما رو ببينه مرسده هم ماشالله بزرگ و ناز شده تولدش هم مبارک باشه به سلامتی ايشالله ۱۲۰ ساله بشه

کمیته‌ی پی‌جوی آزادی دانشجویان دربند

فراخوان خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده مراسم 16 آذر سال 86 درموج دستگیری های بی‌سابقه‌ی دانشجویی در آستانه‌ی روز 16 آذر(روز دانشجو) بیش از 30 تن از دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب دانشگاه‌های سراسرکشور بازداشت شده‌اند. شگفت این که 16 آذر که نماد مبارزه با رژیم وابسته‌ی شاهنشاهی و سلطه‌ی بیگانه بوده است از سوی جمهوری اسلامی نیز تحمّل نمی‌شود. آن چه امسال در روز دانشجو روی داد، تکرار همان صحنه‌هایی است که رژیم گذشته هر ساله در برخورد با جنبش دانشجویی ایجاد می‌کرد. گرامی‌داشت روز دانشجو سنت پنجاه و چند ساله‌ی جنبش دانشجویی ایران است و دانشجویانی که امسال به اتّهام برگزاری مراسمی ، با محوریت مخالفت با جنگ و تحریم، بازداشت شده‌اند در زمره‌ی شریف‌ترین فرزندان این آب و خاک‌اند. ما خواهان آزادی سریع و بی قید و شرط فرزندان اسیر خود هستیم. کمیته‌ی پی جوی آزادی دانشجویان دربند